کد خبر: 32523
جمعه 17 فروردین 1403 - 18:00
جمعه 17 فروردین 1403 - 18:00

روایت جالب و شنیدنی از اولین دیدار ناصرالدین‌شاه و جیران در واقعیت!/شاه چرا عاشق و شیفته جیران شد+عکس

روایت جالب و شنیدنی از اولین دیدار ناصرالدین‌شاه و جیران در واقعیت!/شاه چرا عاشق و شیفته جیران شد+عکس

طوطیا:اولین دیدار ناصرالدین‌شاه و جیران در واقعیت! را ببینید.

در کتاب اعلم‌السطلنه (تقی‌ دانشور) نحوه ملاقات ناصرالدین‌شاه با جیران به این صورت ذکر شده است:

به گزارش طوطیانیوز:«شاه روزی در اطراف شمیران و تجریش سواره به شکار بلدرچین رفته بود. غفلتاً چند بلدرچین روی درخت توتی پریدند و شاه برای زدن آنها زیر درخت توت رفت. دختری دهاتی بالای درخت رفته و مشغول خوردن توت بود. دخترک اعتنایی به شاه نکرد.

ولی شاه فریفته جمال دختر دهاتی شد و بر سبیل مزاح خطاب به وی گفت: دختر! زن من می‌شی؟ دخترک شانه‌هایش را بالا انداخت و بدون آنکه بداند طرف صحبتش شاه مملکت است، گفت: تو که داخل آدم نیستی. من زن شاه می‌شم! و بعد با لفظ برو گم شو! مکالمه را تمام شده حساب کرده بود. اما وقتی ملازمان شاه ترسان و لرزان او را شیرفهم کردند که این مرد با این لباس و این خدم و حشم شاه مملکت است، جیران از درخت پایین پرید و با رفتاری مؤدب و شرمسار، عذرخواهی کرده بود. شاه جوان که از همان ابتدا شیفته سکنات و وجنات او شده بود، او را به ارگ سلطنتی دعوت کرد و از او خواست تا با شاه ازدواج کند.»

همچنین روایت دیگری توسط عباس امانت درباره این دیدار ذکر شده که به این شرح است:

جیران ابتدا به جهت فراگرفتن رقص و آواز به حرم‌سرای شاهی آورده شد و نخستین‌بار ناصرالدین‌شاه او را اندکی پس از قتل امیرکبیر در جمع ملازمان مهدعلیا دید و همان‌جا به او دل بست.

در روایت دیگری هم مونس الدوله که ندیمه و کنیز انیس الدوله (همسر و سوگلی ناصرالدین‌شاه بعد از جیران) اولین دیدار ناصرالدین‌شاه و جیران را این‌گونه شرح می‌دهد:

شاه که در حین تفرج، زیر درخت توتی به جمعی از دختران که جیران نیز میان آن‌ها بود برخورده بود، فریفته چشمان درشت و سیاه او شد و ملازمان خود را فرستاد تا از نام و نشانش سؤال کنند و پدرش را بیابند. ناصرالدین‌شاه آن‌قدر آنجا منتظر ایستاد تا خواجه‌ها و پیشخدمت‌ها آمدند و خبر آوردند که اسم او خدیجه است و اسم پدرش هم «میرزا محمدعلی». دیگر کار تمام بود و به حکم قبله عالم، جیران را از درخت پائین آوردند و پیش خانم‌های اندرون بردند. رختش را عوض کردند، حمامش بردند و ملاباشی او را نودونه سال برای ناصرالدین‌شاه صیغه کرد.

اما حسین لعل در کتاب «قبله عالم» این دیدار را کاملاً متفاوت از دیگران نقل می‌کند، او نوشته است که ناصرالدین‌شاه در دوران پیری‌اش با جیران دیدار کرده و سوار بر کالسکه‌ای به‌طرف صاحبقرانیه در حرکت بوده که ناگهان صدای آواز دلنشینی می‌شنود؛ از کالسکه پیاده شده و به دنبال صدا می‌گردد تا این‌که به دیوار باغی می‌رسد و نهایتاً صاحب صدا (جیران) را می‌یابد و همان‌جا یک دل نه، صد دل عاشق جیران می‌شود؛ جیران هم مدهوش زرق‌وبرق و لباس پرطمطراق شاه شده به‌سرعت همسری او را می‌پذیرد.

هر کدام از این روایت‌ها که آغاز آشنایی جیران و ناصرالدین‌شاه باشد آغازی برای یک زندگی پر و پیچ خم برای یک زن و تأثیرگذاری او بر دربار قاجار و تاریخ است.

جیران