پایان تلخ برای مهرههای اصلی سینما؛ از تبلیغات میلیاردی تا حضور ستارههایی چون پرویز پرستویی و هدیه تهرانی؛ 5 دلیل اصلی که «هزارویکشب» را از یک سریال ماندگار به اثری شکستخورده تبدیل کرد
طوطیانیوز: سریال «هزارویکشب» با وجود دو سال تولید، حضور ستارههای پرشمار و تبلیغات گسترده، نتوانست به موفقیت مورد انتظار برسد. روایت پراکنده، شخصیتهای متعدد، بازیهای ضعیف و کارگردانی نهچندان موفق، از مهمترین دلایل شکست این پروژه پرهزینه عنوان شدهاند.
به گزارش طوطیانیوز، سریال «هزارویکشب» بعد از دو سال تصویربرداری و پس از تبلیغات فراوان، آذرماه سال گذشته انتشارش را آغاز کرد و پس از 30 قسمت، هفته گذشته به پایان رسید.
این سریال نشان داد گردآوردن گروهی از بازیگران مطرح و شناختهشده، که بسیاری از آنها نیز کارنامهای بسیار قابلقبول دارند، برای جذابیت یک سریال کافی نیست. حتی جذابیت تصویربرداری در ترکیه با حضور بازیگران ترک هم همه آن چیزی نیست که برای موفقیت یک سریال لازم است.
«هزارویکشب» به نویسندگی نغمه ثمینی، نمایشنامهنویس و پژوهشگر ارزشمند تئاتر، و کارگردانی مصطفی کیایی، با انبوهی از بازیگران سرشناس و تبلیغات گستردهای که بیشتر بر عنوان پربازیگرترین سریال نمایش خانگی و فضای فانتزی آن تأکید داشت (که البته گرتهبرداری ناموفقی از سریال بازی تاجوتخت بود)، قرار بود به یکی از مطرحترین و پربینندهترین سریالهای شبکه نمایش خانگی تبدیل شود.
اما این اتفاق نیفتاد و سریال در حالی به پایان رسید که نه بحث چندانی درباره آن در شبکههای اجتماعی شکل گرفت و نه حتی توانست بینندگانی را که چند قسمت نخست آن را تماشا کرده بودند، تا پایان همراه نگه دارد. در میان دلایلی که چنین سرنوشتی را برای سریال رقم زدند، به نظر میرسد این پنج عامل سهم بیشتری داشتهاند.
1. نارسایی خط داستانی
«هزارویکشب» درباره دخترانی است که در آستانه خودکشی، توسط فردی به نام «زمان» ربوده میشوند تا در پروژه او شرکت کنند. داستان با ورود خبرنگاری، با بازی سحر دولتشاهی، آغاز میشود که به دنبال کشف این ماجراست، اما خودش نیز ربوده میشود و خواهرش جستوجوی عجیبی را برای یافتن او آغاز میکند. از سوی دیگر، به دلیل ورشکستگی پدرش، مجبور میشود با دوست قدیمی او ازدواج کند تا پدرش بتواند بدهیهایش را پرداخت کند.
در این میان، آنقدر داستانهای موازی و خردهداستانهای مختلف وارد روایت میشود که مخاطب رشته داستان را از دست میدهد. به همین دلیل، بسیاری از تماشاگرانی که چند قسمت نخست سریال را دیده بودند، انگیزهای برای دنبال کردن ادامه آن نداشتند.
2. تعدد شخصیتها
«هزارویکشب» پر از شخصیتهای اصلی و فرعی است که هر کدام داستان خود را دارند. روشن است که تعدد شخصیتها در سریالی که داستانش را هم سرراست پیش نمیبرد، میتواند تا این اندازه گیجکننده و خارج از حوصله باشد. ضمن اینکه باعث میشود شخصیتها پرداخت عمیقی نداشته باشند و نتوانند برای تماشاگر جذابیت ایجاد کنند.
3. دیر شروع شدن داستان اصلی «هزارویکشب»
«هزارویکشب» بر اساس داستان کهن «هزارویکشب» یا «هزارافسان» نوشته شده است؛ داستان شهرزاد که داوطلبانه به همسری پادشاهی درمیآید که به انتقام خیانت همسرش، هر شب زنی را به ازدواج خود درمیآورد و صبح او را میکشد.
شهرزاد هر شب قصهای برای پادشاه تعریف میکند و او که مشتاق شنیدن ادامه داستان است، از کشتن شهرزاد منصرف میشود تا شب بعد ادامه قصه را بشنود. به این ترتیب، شهرزاد هزارویک شب قصه میگوید و در این مدت جان هزارویک دختر را نجات میدهد.
نشانههای این داستان و ارتباط آن با «هزارافسان» از همان قسمت نخست، با خواندن این داستان توسط نیلوفر برای بچهها، حضور دو خواهری که مانند هزارافسان همراه یکدیگر هستند و همچنین تم نجات از مرگ (خودکشی)، در سریال دیده میشود. اما رسیدن به داستان اصلی و قصهگویی نیلوفر برای ملک، تازه از قسمت پانزدهم و دقیقاً از میانه سریال آغاز میشود. تا آن زمان، بیننده درگیر داستانهایی است که از تهران تا ترکیه ادامه دارند و مدام نیز پیچیدهتر میشوند.
4. بازیهای ضعیف
«هزارویکشب» پر از بازیگران مطرح و شناختهشده است، اما بیشترین ضربه را از همین بازیگران میخورد. به جز بازیگران کمتجربهتری مانند مینو آذرمگین، که یکی از نقشهای اصلی سریال و یکی از دو خواهر را بازی میکند، بازیگران شناختهشدهای که تواناییهایشان در بازیگری پیشتر اثبات شده نیز در این سریال نقشآفرینی موفقی ندارند.
پرویز پرستویی، بهرام رادان، هدیه تهرانی، سحر دولتشاهی و محسن کیایی توفیق چندانی در اجرای نقشهای خود ندارند و در اغلب موارد، با بازیهایی ضعیف روبهرو هستیم که پیش از این از این بازیگران سراغ نداشتیم.
5. کارگردانی و جلوههای ویژه ضعیف
مصطفی کیایی پیش از «هزارویکشب» هیچ تجربهای در ساخت فیلم یا سریال تاریخی نداشت. او با ساخت آثاری مانند «خط ویژه»، «عصر یخبندان» و «چهارراه استانبول» نشان داده بود که مسائل اجتماعی بیش از هر چیز برایش در فیلمسازی اهمیت دارد. بنابراین، با توجه به این سابقه، شاید او دورترین گزینه برای ساخت اثری با فضای اسطورهای و فانتزی مانند «هزارویکشب» بوده است.
از سوی دیگر، در ساخت چنین سریالهایی، بهویژه زمانی که سازندگان ادعایی در حد سریال «بازی تاجوتخت» دارند، جلوههای ویژه اهمیت بسیار زیادی پیدا میکند. اما سازندگان «هزارویکشب» در خلق جلوههای ویژه قدرتمند و باورپذیر، موفق عمل نکردهاند.
شما «هزارویکشب» را تا قسمت آخر دنبال کردید یا در میانه راه تماشایش را رها کردید؟ دلیلتان را بنویسید.
برای مشاهده سایر مطالب مربوط به حواشی بازیگران با سرویس هنرمندان طوطیا نیوز همراه باشید.