کد خبر: 57489
شنبه 10 مرداد 1405 - 10:02
شنبه 10 مرداد 1405 - 10:02

تصاویر کمتر دیده‌شده از زندگی شخصی صابر ابر؛ روایت یک روز آرام با گربه‌ها، کتاب‌ها و دلخوشی‌ها

تصاویر کمتر دیده‌شده از زندگی شخصی صابر ابر؛ روایت یک روز آرام با گربه‌ها، کتاب‌ها و دلخوشی‌ها

طوطیانیوز: صابر ابر با انتشار تصاویری متفاوت از لحظه‌های شخصی زندگی‌اش، روایتی صمیمی از روزهای این هنرمند را با مخاطبانش به اشتراک گذاشت؛ تصاویری که در کنار فعالیت‌های هنری، از آرامش، دلخوشی‌های کوچک و نگاه او به ارزش لحظه‌های ساده زندگی حکایت دارد.

به گزارش سرویس هنر و رسانه طوطیانیوز، صابر ابر، بازیگر و هنرمند شناخته‌شده، با انتشار تصاویری از لحظه‌های شخصی و روزمرگی‌های خود، بخشی از حال‌وهوای این روزهایش را با مخاطبان به اشتراک گذاشت. این تصاویر که گوشه‌هایی از زندگی شخصی او را نشان می‌دهد، همراه با متنی احساسی درباره اهمیت خوشی‌های کوچک، آرامش و لذت بردن از لحظه‌های ساده زندگی منتشر شد.

کتاب

ابر در این نوشته از تجربه‌های روزانه‌اش، فعالیت‌های هنری، دیدار با خانواده، علاقه‌اش به کتاب و موسیقی و همچنین آرامشی که از همراهی با گربه‌هایش می‌گیرد، صحبت کرده است. او در بخشی از این متن بر ارزش لحظه‌های کوچک و تأثیر آن‌ها در عبور از روزهای سخت تأکید کرده است.

غذا

گربه

صابر ابر در کنار انتشار این تصاویر، در کپشنی احساسی از لذت بردن از خوشی‌های ساده زندگی نوشت و از نوازش گربه‌هایش به‌عنوان یکی از دلایل آرامش این روزهای خود یاد کرد. او در این پست نوشت:

« باید بگویم اندکی خوشی هم گاهی کافی‌ست…

خوشی های روزانه

که ما را از مرگِ اندوه نجات دهد

این روزها با دوستان(شاگردانِ سابق) و گروهم در اجرای هرشب ، در احوالاتی هستم که مشابهش را نداشته‌ام! تاتر بازی می‌کنم! تاتر…

غذا می‌پزم و گربه هایم را نوازش می‌کنم، در روز به کسانی که دوستشان دارم فکر می‌کنم، خُر خُر های گربه ها را شُکر می‌کنم.مدرسه را سر می‌زنم.نمایش‌های گالری را می‌چینیم!

مامان و بابا را دیدم.

موسیقی خوب گوش می‌کنم !روزی چند صفحه کتاب می خوانم! خیلی وقت ها هم نمی‌رسم!همچنان تلویزیون ندارم و دلیل داشتنش را هم‌پیدا نمی‌کنم.

و از اینکه خودم هستم خوشحالم، از اینکه مسابقه‌ای ندارم.

راه می‌روم! راه می‌روم و به فردا فکر می‌کنم که قرار است کارهای جدیدی بکنم!

و به تو

«تو» که یادآورِ روشنایی هستی.

و تمرین میکنم، هر روز که نبینم کسانی را که نباید.

همین!

خوشی مَگَر همین نبود؟»

گربه

تبلو

در

کتاب

غذا

ابر

شما برای فرار از روزهای سخت، به چه چیزهای کوچکی پناه می‌برید؟