کد خبر: 57972
سه شنبه 14 مهر 1405 - 12:21
سه شنبه 14 مهر 1405 - 12:21

رفیقی که وقت ناامیدی پشت منصور را خالی نکرد/ دلداری‌های اردشیر رستمی برای مرد خسته بامداد خمار

طوطیانیوز: در سکانس‌هایی از سریال «بامداد خمار»، منصور که از فشار اتفاقات و تلخی‌های عشق و زندگی به ستوه آمده، راهی خانه دکتر گیتی‌آرا می‌شود تا با او درد دل کند. دکتر نیز با حرف‌های آرام و دلسوزانه تلاش می‌کند او را از این حال‌وهوای ناامیدی بیرون بیاورد؛ همان‌جایی که یک دوست واقعی می‌تواند مرهم دل آدم باشد.

به گزارش طوطیانیوز، منصور در یکی از سکانس‌های تأثیرگذار «بامداد خمار» به سراغ دکتر گیتی‌آرا می‌رود تا کمی از بار سنگین حرف‌هایی را که در دلش مانده، با او در میان بگذارد. حال منصور چندان مساعد نیست و به نظر می‌رسد بیش از هر چیز به کسی نیاز دارد که بدون قضاوت، حرف‌هایش را بشنود.

دکتر گیتی‌آرا نیز تلاش می‌کند با آرام کردن منصور، به او یادآوری کند که گاهی بن‌بست‌های زندگی پایان راه نیستند و باید برای عبور از روزهای سخت صبر کرد.

حضور این دو در کنار یکدیگر، حال‌وهوایی متفاوت به این بخش از داستان داده؛ جایی که منصور به جای هیاهو و واکنش‌های تند، برای لحظاتی فرصت پیدا می‌کند دردهایش را با کسی در میان بگذارد و کمی آرام بگیرد.

چه خوب که آدم در روزهای ناامیدی، رفیقی داشته باشد که دستت را بگیرد و نگذارد در تاریکی افکارت تنها بمانی؛ همان مفهوم زیبایی که در این بیت هم به چشم می‌خورد:

«در اگر بر تو ببندد، مرو و صبر کن آن‌جا
ز پسِ صبر، تو را او به سرِ صدر نشاند»

خلاصه داستان بامداد خمار

فصل دوم سریال «بامداد خمار» آغاز شده و این عاشقانه پرکشش بار دیگر مخاطبان را با سرنوشت شخصیت‌هایش همراه کرده است. داستان در دو خط زمانی موازی روایت می‌شود؛ یکی در اواخر دوره قاجار و آغاز پهلوی و دیگری در دهه 1360، هم‌زمان با سال‌های جنگ ایران و عراق.

محور اصلی روایت، عشقی ممنوع و طبقاتی میان دختری از خانواده‌ای اشرافی و جوانی از طبقه فرودست است؛ عشقی که در هر دو دوره تاریخی با موانع اجتماعی، تعصبات طبقاتی و ساختار مردسالارانه روبه‌رو می‌شود. در خط داستانی گذشته، عشق تلخ عمه راوی به جوانی از طبقه پایین با شکستی دردناک پایان یافته و در زمان حال نیز دختر جوان خانواده قدم در همان مسیر گذاشته است.

حالا با آغاز فصل دوم، داستان وارد مرحله‌ای حساس‌تر شده است. محبوبه همچنان چشم‌انتظار رحیم است و تصمیم‌های او، در کنار ازخودگذشتگی منصور و اتفاقات پیش‌رو، سرنوشت این عاشقانه را پیچیده‌تر از همیشه کرده است. حالا همه منتظرند ببینند این عشق پرماجرا در نهایت به وصال می‌رسد یا بار دیگر تقدیر و اختلاف‌های طبقاتی، عاشقان «بامداد خمار» را از هم جدا خواهد کرد.

شما همچین رفیقی در زندگیتون دارید؟

 برای مشاهده سایر ویدئوهای فان و جذاب با سرویس ویدئوی طوطیانیوز در ارتباط باشید.