خاطرات ناصرالدینشاه/این داستان: تنبلی در دربار و شیوع وبای شدید در بصره
طوطیانیوز:ناصرالدینشاه علاقه بسیاری به ثبت خاطرات روزانه خود داشت و حتی در سفرهای طولانی و دوردست نیز این عادت را کنار نمیگذاشت. او یادداشتهای روزانۀ خود را "روزنامه" مینامید و این نوشتهها حاوی جزئیات جالب و خواندنی از فعالیتها، رویدادهای روزانه، و حالات او و اطرافیانش در دربار هستند.
به گزارش سرویس تاریخ طوطیانیوز ناصرالدینشاه قاجار در خاطرات روز سهشنبه 11 شوال 1287 (13 دی 1249) نوشت: در یعقوبیه اطراق شد. به تماشای عکسهای قدیم خودمان و تنبلی و غیره گذشت. دیروز پاشا میگفت: «در عماره [و] بصره، ناخوشی وبای شدید پیدا شده است، در نجف و بغداد هم جزئی هست.»
تیمورمیرزا هم دیروز میگفت: «شبی که اردو سمت سامره رفت، من در کاظمین بودم، اقبالالدوله هم بود، شاهزاده هندی تازه با کشتی از هند وارد بغداد شده است.» – برادر همان شاهزادهای است که در طهران بود و برادر آن که در کربلا دیدم – تیمور میگفت: «شب آوردیم کاظمین، زیاد خنده داشت. دو نفر آدمش، شب آفتابگردان هندیِ بزرگ سر چوب کرده، هر طرف رویش را میکرد نگاه میداشتند شمسیه [سایهبان] را که روی شاهزاده به روشنی نیفتد.
دو نفر آدم دیگرش، هر یک، یک پر طاووس در دست بادش میزدند، به طور گُبرگه [میل] زورخانه میچرخاندند که پشه روی شاهزاده ننشیند. خودش هم تاجی سرش بود، جقه بزرگ بدلی، دو شمشیر هم بسته بود.»
خلاصه غروبی زنانه شد. همه زنها بودند؛ غلامبچهها. گربهها بازی میکردند. غلامبچهها همه به علاوه لیلا و گوزگلدی، اشتراشتران [1] بازی کردند. کون گوزگلدی را با سُنقری به هم زدند، همهمه شد.
بعد شب شام خورده، مردانه شد.
منبع: روزنامه خاطرات ناصرالدینشاه قاجار از ربیعالاول 1287 تا شوال 1288 ق به انضمام سفرنامه کربلا و نجف، به کوشش مجید عبدامین، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ اول، زمستان 1398، صص 239-238.
برای مشاهده سایر تصاویر دیدنی و جذاب با سرویس عکس طوطیا نیوز در ارتباط باشید.