عمرا بتونید بهرام افشاری، حامد بهداد، مهدی پاکدل، مصطفی زمانی و امین حیایی را از پشت گریم بشناسید!+فیلم
طوطیانیوز: گریم در سینما و تلویزیون ایران، سالهاست از یک ابزار صرفاً زیباییشناسانه عبور کرده و به عنصری تعیینکننده در روایت، شخصیتپردازی و باورپذیری نقشها تبدیل شده است. در برخی آثار، گریم آنقدر دقیق، جسورانه و حسابشده اجرا میشود که حتی چهرههای شناختهشده و ستارههای محبوب نیز از دید مخاطب پنهان میمانند.
به گزارش طوطیانیوز،در سالهایی نهچندان دور، ستاره بودن یک بازیگر بهمعنای حفظ چهره آشنا و تکرارشونده او در اغلب نقشها بود؛ اما امروز، قواعد بازی تغییر کرده است. مخاطب معاصر بیش از آنکه به دنبال دیدن چهره محبوبش باشد، خواهان تماشای «نقش» است؛ نقشی که باورپذیر باشد، نفس بکشد و از دل داستان بیرون بیاید. درست در همین نقطه است که گریم، نقشی کلیدی ایفا میکند.
بهرام افشاری نمونه بارزی از این تغییر رویکرد است. بازیگری که با فیزیک خاص، قد بلند و چهرهای بهشدت شناختهشده وارد ذهن مخاطب شده، اما در برخی نقشها به کمک گریمهای سنگین و هوشمندانه، عمداً از این شمایل فاصله گرفته است. تغییر فرم صورت، بافت پوست، ریش و حتی حالت چشمها باعث میشود افشاری نهتنها از نظر ظاهری، بلکه از حیث انرژی و زبان بدن نیز به شخصیتی کاملاً متفاوت تبدیل شود؛ تا جایی که تماشاگر در دقایق ابتدایی، متوجه حضور او نمیشود.
در سوی دیگر، حامد بهداد قرار دارد؛ بازیگری که همواره به انتخاب نقشهای پرریسک و متفاوت شهرت داشته است. گریم در کارنامه بهداد، فقط پوششی برای چهره نیست، بلکه امتدادی از روانِ آشفته، خشن یا درونگرای شخصیتهاست. تغییرات افراطی در چهره، استفاده از بافتهای زمخت، زخمها، تیرگیها و اغراقهای حسابشده، باعث میشود مرز میان چهره واقعی بهداد و کاراکترهایش بهطور کامل محو شود. در چنین شرایطی، گریم نه در خدمت زیبایی، بلکه در خدمت روایت و شخصیتسازی قرار میگیرد.
مهدی پاکدل از آن دسته بازیگرانی است که ظاهری کلاسیک و چهرهای آرام دارد؛ ویژگیای که میتواند بهراحتی او را در یک قالب تکرارشونده گرفتار کند. اما استفاده از گریمهای متفاوت، بهویژه در نقشهای تاریخی یا شخصیتهای خاکستری، این تصویر تثبیتشده را میشکند. تغییر خطوط صورت، سنسازی دقیق و بازی با جزئیات ظریف چهره، پاکدل را به بازیگری تبدیل میکند که تماشاگر ناچار است دوباره و دوباره او را کشف کند.
و در نهایت مصطفی زمانی؛ بازیگری که از همان آغاز، با نقشهای پرچالش و گاه تاریخی شناخته شد. گریم در آثار او اغلب نقشی تعیینکننده دارد؛ چرا که باید هم فاصله زمانی را بازسازی کند و هم لایههای شخصیتی پیچیده را به نمایش بگذارد. زمانی با پذیرش گریمهای سنگین، تغییر فرم صورت و حتی از دست دادن جذابیت مرسوم ستارهمحور، نشان داده که اولویت او «باورپذیری نقش» است، نه حفظ تصویر آشنا در ذهن مخاطب.
نکته مهم در مورد این بازیگران، همکاری آگاهانه آنها با طراحان گریم است. گریم موفق، تنها حاصل مهارت تکنیکی نیست؛ بلکه نتیجه اعتماد متقابل میان بازیگر و گروه گریم است. زمانی که بازیگر حاضر میشود چهرهاش را پنهان کند، زشت شود، پیر شود یا از فرم همیشگیاش فاصله بگیرد، گریم به یک ابزار خلاقانه و مؤثر تبدیل میشود.
در نهایت باید گفت، گریم زمانی به اوج کارکرد خود میرسد که دیده نشود. وقتی مخاطب درگیر داستان است و نه درگیر تشخیص چهره بازیگر، یعنی گریم کارش را درست انجام داده. و شاید به همین دلیل است که امروز، دیدن نامهایی چون بهرام افشاری، حامد بهداد، مهدی پاکدل و مصطفی زمانی در تیتراژ یک اثر، تضمینکننده یک تجربه متفاوت است؛ تجربهای که ممکن است تا پایان، حتی چهره واقعی آنها را به یاد نیاوریم.
برای مشاهده سایر مطالب مربوط به حواشی بازیگران با سرویس هنرمندان طوطیا نیوز همراه باشید.