این سکانس هیچوقت تکراری نمیشود؛ بازی درخشان شهاب حسینی در «حوض نقاشی» که هنوز هم اشک همه را درمیآورد!/ «ببخشید که بابات شدم سهیل»
طوطیانیوز: بازخوانی سکانس تکاندهنده فیلم «حوض نقاشی» که پس از سالها هنوز در شبکههای اجتماعی دستبهدست میشود. بازی استثنایی شهاب حسینی در نقش پدری کمتوان اما عاشق، با دیالوگ ماندگار «ببخشید که بابات شدم»، یکی از احساسیترین لحظات تاریخ سینمای ایران را رقم زده که تماشای دوباره آن اشک هر مخاطبی را در میآورد.
به گزارش سرویس هنر و رسانه طوطیانیوز، برخی نقشآفرینیها در حافظه جمعی یک ملت حک میشوند و با گذشت زمان، نه تنها کهنه نمیشوند، بلکه ابعاد تازهای از هنر بازیگری را نمایان میکنند. فیلم «حوض نقاشی» به کارگردانی مازیار میری، میزبان یکی از همین لحظات است؛ جایی که شهاب حسینی با عبور از مرزهای معمول بازیگری، تصویری بینظیر از استیصال و عشق پدرانه را خلق کرد که هنوز هم پس از سالها، تماشای آن قلب مخاطب را به درد میآورد.
سینما بازتابی از دردهای ناگفته است؛ و «حوض نقاشی» دقیقاً همان نقطهای است که سینما با تمام بیرحمی و زیباییاش، به قلب مخاطب شلیک میکند. این فیلم که داستان زندگی یک زوج با معلولیت ذهنی را روایت میکند، در لایههای زیرین خود به مفهوم عمیق «پذیرش» و «عشق فداکارانه» میپردازد.
سکانسی که در آن رضا (با بازی شهاب حسینی) با آن لحن لرزان و معصومانه خطاب به فرزندش میگوید: «ببخشید که بابات شدم سهیل»، فراتر از یک دیالوگ ساده در فیلمنامه است. این جمله، تجسم تمام رنجی است که یک پدر برای برآورده نکردن آرزوهای فرزندش حس میکند. شهاب حسینی با جزئیات دقیق در میمیک صورت، لرزش دستها و نگاهی که میان شرم و عشق در نوسان است، یکی از سختترین نقشهای کارنامه کاریاش را به یک شاهکار بدل کرد.
منتقدان بر این باورند که موفقیت این فیلم مدیون شیمی فوقالعاده میان بازیگران و البته درک درست کارگردان از دنیای این شخصیتهاست. اما آنچه باعث شده این ویدیو همچنان در فضای مجازی وایرال شود و اشک کاربران را در بیاورد، صداقتِ عریانِ موجود در بازی حسینی است. در دنیایی که قهرمانها معمولاً شکستناپذیرند، رضا قهرمانی است که با تمام ناتوانیاش، صادقانهترین عذرخواهی تاریخ سینمای ایران را به زبان میآورد.
شما این فیلم رو تماشا کردید ؟ کدوم سکانس رو بیشتر دوست داشتید؟