زیباترین غزل حافظ با صدای بهشتی محمدرضا شجریان، خسرو آواز ایران:در حضرتِ کریم، تمنا چه حاجت است...گوهر چو دست داد به دریا چه حاجت است
طوطیانیوز: در این اجرا، پیوند شعر و آواز چنان طبیعی و دلنشین شکل میگیرد که گویی کلمات حافظ از ابتدا برای چنین صدایی سروده شدهاند؛ صدایی که آرامش، وقار و شکوه را همزمان در خود دارد و مخاطب را به تأمل و سکوتی عاشقانه دعوت میکند.
به گزارش سرویس هنر و رسانه طوطیانیوز، غزل «در حضرتِ کریم، تمنا چه حاجت است» از حضرت حافظ، یکی از لطیفترین و عارفانهترین سرودههای اوست؛ شعری سرشار از توکل، بینیازی عاشقانه و یقین به کرم معشوق. حافظ در این غزل، با زبانی موجز و پرمعنا، مخاطب را به ساحت اعتماد و تسلیم میبرد؛ جایی که در پیشگاه کرم مطلق، خواهش و تمنا رنگ میبازد و نیاز، بیواسطه دانسته میشود.
اجرای این غزل با صدای بهشتیِ محمدرضا شجریان، خسرو آواز ایران، جلوهای دیگر به آن بخشیده است. شجریان با تسلط مثالزدنی بر ظرایف شعر حافظ و با بیانی سرشار از حس و وقار، روح عرفانی این غزل را جان بخشیده و آن را به تجربهای شنیداری و معنوی بدل کرده است؛ تجربهای که سالهاست در حافظه موسیقی ایرانی ماندگار شده است.
متن شعر
خلوت گُزیده را به تماشا چه حاجت است
چون کوی دوست هست به صحرا چه حاجت است
جانا به حاجتی که تو را هست با خدا
کآخِر دمی بپرس که ما را چه حاجت است
ای پادشاهِ حُسن خدا را بسوختیم
آخِر سؤال کن که گدا را چه حاجت است
اربابِ حاجتیم و زبانِ سؤال نیست
در حضرتِ کریم، تمنا چه حاجت است
محتاج قِصه نیست گَرَت قصدِ خون ماست
چون رَخت از آن توست، به یغما چه حاجت است
جامِ جهان نماست ضمیرِ منیرِ دوست
اظهارِ احتیاج، خود آن جا چه حاجت است
آن شد که بارِ منتِ مَلّاح بردمی
گوهر چو دست داد به دریا چه حاجت است
ای مدعی برو که مرا با تو کار نیست
اَحباب حاضرند، به اَعدا چه حاجت است
ای عاشقِ گدا چو لبِ روحبخشِ یار
میداندت وظیفه، تقاضا چه حاجت است
حافظ! تو خَتم کن که هنر خود عَیان شود
با مدعی نزاع و مُحاکا چه حاجت است
برای مشاهده سایر مطالب مربوط به حواشی بازیگران با سرویس هنرمندان طوطیا نیوز همراه باشید.