رجبهرج با زخمِ تاریخ بر نقش و نگار فرش ایران زمین؛ روایتی تلخ از وطنی که زیر آوارِ درد نفس میکشد
طوطیانیوز: در روایتی تلخ اما پُرافتخار، فرزانه فرنام و سهراب پورناظری با توصیفهایی آغشته به اندوه و اصالت، تصویری تکاندهنده از حقیقتِ ایران ارائه دادند؛ سرزمینی که زیباییاش از دل درد و صبر بافته شده و حتی در سیاه تاریکترین لحظات تاریخ، خیالِ پایان ندارد.
به گزارش طوطیانیوز، فرزانه فرنام با تشبیهی عمیق و ریشهدار، نگاهش را به حقیقتِ این خاک چنین آغاز میکند:
«اگر بخواهم برای یک خارجی ایران را توصیف کنم، میگویم ایران شبیه یک فرش ایرانی است. زیباست، ولی این زیبایی از دل درد و رنج و صبر به وجود آمده... انگار در طول تاریخ، رج به رج این فرش با تحمل سختیها، رنجها و امیدهای مردمش بافته شده است.»
در ادامه، سهراب پورناظری با لحنی سوزناک و حماسی، ابعاد دیگری از این اندوهِ جاری را ترسیم میکند:
«ایران برای ما سرحدی از رنج و اندوه است؛ از زخمِ هجومِ تازی و تاتار گرفته تا خاموشیِ آتشِ نوروز در مزار شریف، تا تلخیِ شکستِ احمد مسعود از طالبان و تا آن دو دخترِ قهرمانِ شطرنجی که زیر پرچم دو کشور دیگر روبروی هم مسابقه میدهند. ایران برای ما زخمِ تشنهکامیِ ارومیه است...»
پورناظری با تاکید بر پایداری این دیار، سخن خود را با بیاتی امیدوارانه اما پُردرد به پایان میبرد:
«ایران سرحدِ شادیها و منتهای دردهاست، و همین است که پایدار مانده. میگوید: گمان مبر که به پایان رسید کارِ مغان / هزار بادهی ناخورده در رگِ تاک است... و برقرار میماند...»
این روایت، تنها یک قصه نیست؛ مرثیهای است برای رنجهایی که کشیدهایم و غروری که هرگز نخفت. این ویدیو و نجواهای پُردردش را با کسانی که قلبشان برای ایران میتپد به اشتراک بگذارید تا یادمان نرود این فرش چطور رج به رج با جانِ ما بافته شده است.