دیگر توان ضربه بعدی را ندارم! / روایت غمانگیز بابک جهانبخش از روزهای پایانی طاقتش/ مثال درختی که تبر خورد و افتاد...
طوطیانیوز: گاهی آدمها از پا نمیافتند چون ضعیفاند؛ فقط آنقدر زخم خوردهاند که دیگر جایی برای درد جدید نمانده است. ما تاوان ایستادگیهای بیصدا را با شکنندهترین روزهایمان پس میدهیم.
به گزارش طوطیانیوز، حکایت خستگی خیلی از ما، حکایت همان درختی است که ضربه اول فقط زخمیاش کرد، ضربه دوم و سوم پوستش را شکافت و ضربههای بعدی به ریشهاش رسیدند. ما سالها محکم ایستادیم، لبخند زدیم، ادامه دادیم و نشان ندادیم که از درون چقدر ترک برداشتهایم.دیدن چهرههای همیشه آرام و خوانندگانی که سالها با صدایشان مرهم دل دیگران بودهاند در اوج شکستگی، حقیقت تلخی را یادآوری میکند: قویترین آدمها هم تاریخ انقضا دارند.
بابک جهانبخش در تازهترین گفتوگوی خود با علی ضیا دست روی نقطهای گذاشت که درد مشترک خیلی از ما در این روزهاست؛ تمثیل درختی که تبر اول فقط پوستهاش را خراشید، ضربههای بعدی گوشت و استخوانش را شکافت، و حالا با تنه نیمهجان، تنها به یک ضربه آخر بند است. او با بغض اعتراف میکند که دیگر نه توان شروع دوباره دارد و نه تحمل تجربهای تازه؛ چراکه دیگر جای سالمی روی پیکرش نمانده تا ضربهای جدید را تاب بیاورد. این حرفها تصویری واقعی از نسلی است که تا آخرین نفس ایستادگی کرده، اما حالا در مرز باریک «ایستادن» و «فرو افتادن» نفس میکشد.
بابک جهانبخش (با نام شناسنامهای علی جهانبخش) متولد فروردین 1362 در بوخوم آلمان است که از 5 سالگی با نوازندگی پیانو آموزش موسیقی را در همان کشور آغاز کرد و پس از بازگشت به ایران، با انتشار آلبوم رسمی «چی شده» در سال 1384 به شهرت سراسری رسید و به مرور با خلق آثار احساسی و ملودیهای عاشقانه به «سلطان احساس» موسیقی پاپ ملقب شد. در بعد زندگی شخصی، او تجربه یک ازدواج ناموفق دارد که حاصل آن پسری به نام «آرتا» است و پس از سالها با پریا پرتویفرد پیوند زناشویی بست؛ ولی چند سال بعد این ازدواج به جدایی ختم شد.
شما الان در کجای این مسیر ایستادهاید؟ هنوز قدرتِ التیام دادن زخمها را دارید، یا شما هم احساس میکنید این روزها تاب یک ضربه جدید را ندارید؟ برام بنویسید.
برای مشاهده سایر مطالب مربوط به حواشی بازیگران با سرویس هنرمندان طوطیا نیوز همراه باشید.