دکتر رشید کاکاوند و بیت جاودانهای که خوشبختی را توصیف میکند؛ غزل حکیمانه فروغی بسطامی با صدای گرم استاد کاکاوند/یک جمع نکوشیده به مقصود رسیدَند... یک قوم دویدند و به مقصد نَرسیدَند👏
طوطیانیوز: در دنیایی که همه در حال دویدن بیوقفهاند تا به «مقصد» برسند، گاهی خوشبختی و موفقیت نه با تلاش کورکورانه، بلکه با لطف و توفیقی ناگهانی نصیب میشود. دکتر رشید کاکاوند، صدای گرم و دلنشین ادبیات فارسی، با خوانش احساسیاش از این بیت جاودانه فروغی بسطامی، این حقیقت عمیق را بارها به یادمان آورده است
به گزارش طوطیانیوز، رشید کاکاوند، شاعر، نویسنده، پژوهشگر ادبی و مدرس برجستهٔ زبان و ادبیات فارسی، متولد 1346 در نیشابور است. او دکترای خود را در رشتهٔ زبان و ادبیات فارسی گرفته و به عنوان عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی (واحد کرج) فعالیت میکند. کاکاوند با تسلط عمیق بر شعر کلاسیک (حافظ، سعدی، مولانا، خیام، عطار و ...) و معاصر، و همچنین صدای گرم، آرام و احساسیاش در شعرخوانی، به یکی از محبوبترین چهرههای ادبی ایران تبدیل شده است. او سالها در برنامههای تلویزیونی مانند «کتابباز» (با سروش صحت)، «رادیو هفت»، «صد برگ»، «هزار و یک شب» و «شب شعر» حضور داشته و شعرخوانیهای دلنشینش باعث شده بسیاری از نسل جوان با عمق و زیبایی شعر فارسی آشنا شوند.
یکی از بیتهای معروف که اغلب در ویدیوها و پستهای او تکرار میشود (و او با صدای دلنشین خود آن را میخواند)، این بیت از فروغی بسطامی است:
یک جمع نکوشیده رسیدند به مقصود یک جمع دویدند و به مقصد نرسیدند
این بیت زیبا از غزل شمارهٔ 226 دیوان فروغی بسطامی است و مفهومی عمیق دارد: گاهی رسیدن به هدف و مقصود، نه با تلاش بیوقفه و دویدن بیامان، بلکه با توفیق، لطف الهی، یا شرایط مناسب رخ میدهد؛ در حالی که برخی با تمام وجود میدوند اما به جایی نمیرسند. کاکاوند این بیت را بارها با احساس و تأمل خوانده و در برنامهها و محتوای خود به کار برده، و همین باعث شده این مصرعها با صدای او در ذهن بسیاری حک شود.
غزل شمارهٔ 226 فروغی بسطامی
آرامگاه اهلی در شیراز در جوار حافظ قرار دارد.
مردان خدا پردهٔ پندار دَریدَند
یعنی همه جا غیرِ خدا یار نَدیدَند
هر دست که دادند از آن دست گرفتَند
هر نکته که گفتند همان نکته شَنیدَند
یک طایفه را بَهرِ مکافات سِرشتَند
یک سلسله را بَهرِ ملاقات گُزیدَند
یک فرقه به عِشرت در کاشانه گُشادَند
یک زُمره به حسرت سَرِ انگشت گَزیدَند
جمعی به درِ پیرِ خرابات خَرابَند
قومی به بَرِ شیخ مناجات مُریدَند
یک جمع نکوشیده به مقصود رسیدَند
یک قوم دویدند و به مقصد نَرسیدَند
فریاد که در رهگذرِ آدمِ خاکی
بس دانه فِشاندند و بسی دام تَنیدَند
همت طلب از باطنِ پیرانِ سَحَرخیز
زیرا که یکی را زِ دو عالم طَلبیدَند
زنهار مَزَن دست به دامان گروهی
کَز حَق بِبُریدَند و به باطل گِرَویدَند
چون خلق دَرآیند به بازارِ حَقیقَت
ترسم نفروشند متاعی که خَریدَند
کوتاه نظر غافل از آن سَروِ بلند است
کاین جامه به اندازهٔ هر کس نَبُریدَند
مرغانِ نظَربازِ سَبُکسِیْر فُروغی
از دامگه خاک بر افلاک پَریدنَد
برای مشاهده سایر ویدئوهای فان و جذاب با سرویس ویدئوی طوطیانیوز در ارتباط باشید.