(عکس) تصاویر تازه منتشر شده از آلبوم قدیمی 34 سال پیش سپیده بزمی پور همسر شاهرخ استخری
طوطیا نیوز: سپیده بزمیپور، همسر شاهرخ استخری و چهره فعال فضای مجازی، با انتشار تصاویری نایاب از آلبوم خانوادگی 34 سال پیش خود، مخاطبان را به دوران کودکیاش در تهران برد. این تصاویر که شباهت جالب فرزندانش (پناه و نبات) به او را بیش از پیش نمایان کرده، با استقبال گسترده کاربران روبهرو شده است.
به گزارش سرویس هنر و رسانه طوطیانیوز، ورق خوردن آلبوم خاطرات چهرههای محبوب همواره برای هواداران جذابیت خاصی دارد؛ این بار سپیده بزمیپور با به اشتراک گذاشتن عکسهایی از 34 سال پیش، نه تنها یادی از دوران کودکی خود و برادرانش کرد، بلکه راز شباهت بیاندازه دخترانش به خود را نیز برملا ساخت.
سپیده بزمیپور که این روزها به عنوان یکی از بلاگرهای موفق و تاثیرگذار شناخته میشود، در جدیدترین فعالیت مجازی خود دست به یک اقدام نوستالژیک زد. او تصاویری را از صندوقچه خاطرات 34 سال پیش بیرون کشیده است؛ زمانی که هنوز ساکن تهران بود و فرسنگها با زندگی فعلیاش در اروپا فاصله داشت.
در این تصاویر، سپیده کوچک در کنار خانواده و برادرانش دیده میشود. نکتهای که در این میان توجه کاربران را جلب کرده، شباهت خیرهکننده او در کودکی به دختر کوچکش، «نبات» است. بسیاری از دنبالکنندگان او معتقدند که نبات نسخه بازسازیشده مادرش در 34 سال پیش است.
بزمیپور که در 14 سالگی به همراه خانواده به بلژیک مهاجرت کرده بود، همواره با لحنی صمیمی از تجربیات مهاجرت و زندگی خانوادگیاش میگوید. او با انتشار این عکسها نوشت که یادآوری خاطرات کودکی، ریشههای انسان را مستحکمتر میکند. این آلبوم تصویری، علاوه بر جنبه شخصی، تصویری از سبک زندگی و پوشش خانوادههای ایرانی در اواخر دهه 60 و اوایل دهه 70 را نیز به نمایش میگذارد که برای بسیاری از همنسلان او یادآور خاطرات مشترک است.
پست جدید سپیده بزمی پور همسر شاهرخ استخری با نوشته ای زیبا را در ادامه ببینید. میدونستین طبق تحقیقات میگن ادما از 3 سال و نیم سالگی به بعدشونو میتونن به یاد بیارن؟؟ دخترا هم بیشتر از پسرا این قابلیتو دارن... ? یعنی اصلا عجیب نیست اگه شما یه خاطرهای از اون موقعها یادتونه ? ولی هر چی سن میره بالاتر این خاطرات میتونن کمرنگتر بشن. ولی میگن تمام احساساتیرو که از نوزادی تجربه کردیم، هر چقدرم یادمون نیاد، ولی توی وجودمون نقش بسته و همیشه تاثیراتش باهامونه...
پس لزومن خاطرات مهم نیستن که ادما چیو به یاد میارن...
احساساتی که تجربه کردن تا اخر عمرشون باهاشونه...
خودش یه تلنگره، نه...؟





