کد خبر: 57835
چهارشنبه 25 شهریور 1405 - 12:54
چهارشنبه 25 شهریور 1405 - 12:54

شلاق‌های سنگین علی مصفا بر تن نوید پورفرج؛ داماد قصه حتی یک آخ هم نگفت: «محکم‌تر بزنید!»

طوطیانیوز: رحیم نجار برای رسیدن به محبوبه دیگر حاضر نیست پنهان‌کاری کند؛ اما وقتی مقابل بصیرالملک می‌ایستد، با موجی از توهین و شلاق روبه‌رو می‌شود. نکته جالب ماجرا پشت صحنه این سکانس است؛ جایی که نوید پورفرج از شدت شرافت و ملاحظه علی مصفا می‌گوید و اعتراف می‌کند خودش وسط پلان از او خواسته محکم‌تر بزند.

به گزارش طوطیانیوز، در قسمت جدید «بامداد خمار»، رحیم نجار بالاخره تصمیم می‌گیرد برای رسیدن به محبوبه دست از پنهان‌کاری بردارد. او خودش را به درشکه بصیرالملک می‌رساند، راه او را سد می‌کند و بی‌پرده می‌گوید که دخترش محبوبه، رحیم را می‌خواهد.

اما بصیرالملک حاضر نیست حرف‌های او را بشنود. نخستین واکنش او تحقیر رحیم است؛ مردی که گذشته و جایگاه خانوادگی‌اش را به رخ می‌کشد و از او می‌پرسد: «تو پسر کی هستی؟»

رحیم هم این بار چیزی برای پنهان کردن ندارد و صریح جواب می‌دهد که پسر زیورخانم است و پدر ندارد؛ اعترافی که خشم بصیرالملک را بیشتر می‌کند.

در ادامه، بصیرالملک با الفاظ تحقیرآمیز رحیم را خطاب قرار می‌دهد و شلاق را به دست می‌گیرد. رحیم مقابل چشمان دیگران زیر ضربات شلاق قرار می‌گیرد؛ صحنه‌ای که در دل ماجرای عاشقانه سریال، شکاف طبقاتی و نگاه تحقیرآمیز خانواده محبوبه به رحیم را به تصویر می‌کشد.

اما رحیم در نهایت دیگر تحمل نمی‌کند. او شلاق را از دست بصیرالملک می‌گیرد و مقابل تهدیدهای او می‌ایستد؛ رویارویی‌ای که تنش میان این دو را به اوج می‌رساند.

نکته جالب‌تر اما به پشت صحنه همین سکانس برمی‌گردد. نوید پورفرج درباره همکاری با علی مصفا و اجرای صحنه شلاق گفته است که مصفا آن‌قدر شریف و ملاحظه‌کار بوده که شدت ضربه را کنترل می‌کرده است. همین موضوع باعث شده پورفرج وسط اجرای پلان از او بخواهد محکم‌تر بزند.

به گفته پورفرج، همین اتفاق باعث شد این جمله با تغییراتی جزئی وارد خود سکانس شود و حالا دیالوگ «محکم‌تر بزنید علی‌آقا» بخشی از همان رویارویی پرتنش رحیم و بصیرالملک باشد؛ دیالوگی که در عین حال، ماجرای جالب پشت صحنه این سکانس را هم به همراه دارد.

خلاصه داستان بامداد خمار

فصل دوم سریال «بامداد خمار» آغاز شده و این عاشقانه پرکشش بار دیگر مخاطبان را با سرنوشت شخصیت‌هایش همراه کرده است. داستان در دو خط زمانی موازی روایت می‌شود؛ یکی در اواخر دوره قاجار و آغاز پهلوی و دیگری در دهه 1360، هم‌زمان با سال‌های جنگ ایران و عراق.

محور اصلی روایت، عشقی ممنوع و طبقاتی میان دختری از خانواده‌ای اشرافی و جوانی از طبقه فرودست است؛ عشقی که در هر دو دوره تاریخی با موانع اجتماعی، تعصبات طبقاتی و ساختار مردسالارانه روبه‌رو می‌شود. در خط داستانی گذشته، عشق تلخ عمه راوی به جوانی از طبقه پایین با شکستی دردناک پایان یافته و در زمان حال نیز دختر جوان خانواده قدم در همان مسیر گذاشته است.

حالا با آغاز فصل دوم، داستان وارد مرحله‌ای حساس‌تر شده است. محبوبه همچنان چشم‌انتظار رحیم است و تصمیم‌های او، در کنار ازخودگذشتگی منصور و اتفاقات پیش‌رو، سرنوشت این عاشقانه را پیچیده‌تر از همیشه کرده است. حالا همه منتظرند ببینند این عشق پرماجرا در نهایت به وصال می‌رسد یا بار دیگر تقدیر و اختلاف‌های طبقاتی، عاشقان «بامداد خمار» را از هم جدا خواهد کرد.

به‌نظر شما رحیم باید بعد از این همه تحقیر باز هم برای رسیدن به محبوبه بجنگد یا تهدید بصیرالملک را جدی بگیرد و از این عشق دست بکشد؟

برای مشاهده سایر مطالب مربوط به حواشی بازیگران با سرویس هنرمندان  طوطیا نیوز همراه باشید.